من لیسانس مهندسی صنایع دارم و تمام تلاشم این بود بعد از اتمام درس حتما در یکی از کارخانجات مشغول به کار شوم که اتفاقا همین طور هم شد از بزرگترین شرکت خودرو سازی هم شروع کردم یعنی شرکت ایران خودرو ولی چون آن زمان موضوع ساخت چندین سالن تولیدی شروع شده بود متاسفانه و یا خوشبختانه در کارخانه تولیدی از قسمت کنترل پروژه شروع کردم ... شروعی بسیار سخت چون آن زمان خیلی فرهنگ کنترل پروژه جا نیافتاده بود .
بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری میشه برنامهریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از اینها میبایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون میخواستم مطلب کامل و بهدردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.
تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که فکر می کردم دیگه میتونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامهریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که میتونم انجام بدم و علاوه بر اینکه توش موفق باشم راضیم بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 15 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضیام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم . شروع پیشرفت من از اونجایی شروع شد که بعد از 7 سال جرات ورود به سایر پروژه های بیرونی رو پیدا کردم ...اولش خیلی سخت بود و عملا این کاره نبودم ولی بالاخره شروع کردم....
خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامهریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:
مهارتِ در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیلهایی که انجام میدیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائهها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهمترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من میخوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی میکنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر میکنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرمافزارها و دانشهای دیگهای نیاز داره.
یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرمافزار آشنا باشین. کسایی که منو میشناسن میدونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفتهتر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرمافزار کامل و پیشرفتهان، و اگه میخواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصتهای کاری استفاده کنین.
یادگیری اصول و مبانی برنامهریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراست. سختیش به اینه که من الان باید میتونستم کتابهایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین
شناخت فعالیتها و فرآیندها هر پروژه را به طور جداگانه: عملا چیزی که در مورد اون اطلاعی نداشته باشین نه میتونین برنامه ریزی کنین ونه می تونین کنترل ...پس به هر طریقی که شده باید از اون پروژه اطلاعات و شناخت داشته باشین.
روحیه جسارت و پیگیری موضوعات پروژه:این موضوع بسیار اهمیت دارد چون مهمترین موضوع یک پروژه پیگیری موضوعات آن است
تحلیل و آنالیز پروژه: انجام این کار تفاوت اصلی شما را با رقبای کاری شما نشان می دهد و طوری که اگر این تحلیل درست اتفاق نیافتد عملا خروجی کاری مفیدی در پروژه نخواهید داشت و به مرور شما یک اپراتور ساده خواهید گشت ...پس این قسمت را حتما باید قوی و تکنینک های لازم را اخذ نمایید.

گزارشات مفید و مفهمومی پروژه:هنر نمایش و گزارش تحلیل های پروژه بسیار مهم می باشد به طوری که اگر نتوانید آنچاه را تحلیل کرده اید به نمایش در بیاورید عملا کار را به اتمام نرساندید.
بعد از این مراحل باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذتبخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. میتونین از هر کاری که انجام میدین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهاییتون میرسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامهریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریعتر میکنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئلهای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتابها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که میشناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوالهای همکاران خوشحال میشم.
یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اونها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیتپذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکتها میخوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقهمند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون میکنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این میتونین برین سراغ آگهیها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکتها برای کارآموزهایی که به دردشون میخورن و طولانی مدت تو شرکت کار میکنن حقوق مختصری هم در نظر میگیرن. حتی میتونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.
خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی میشین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:
مسئولیتپذیری : این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده میشه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیتپذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل میشین به فردی قابل اطمینان که میشه بهش اتکا کرد و این زمینهایه برای پیشرفت.
پویایی: خیلی وقتها میشه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفهتون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین میمونین. همیشه میشه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری میشه بهتر انجامش داد. این خودش میشه عاملی برای پیشرفت.
مثبت بودن: خیلیها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد میکنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ میکنن، از زیر کار در میرن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنشها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیرتر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین! من سعی کردم در نوشتن این مطالب تجارب سایر دوستان را نیز مطرح کنم......
فقط به این نکته مهم توجه داشته باشید تفاوت شما در چیزهای جزئی است که ممکن است شما خیلی با آنها توجه نکنین ولی نگاه بقیه به شما با رعایت همین جزئیات می باشد.
(( در صورت هر گونه سوال و یا مشاوره می توانید با ما من تماس بگیرید))
شما دوست عزیز در این زمنیه قوی ظاهر شوی این تخصص در نگاه بقیه قوی ظاهر خواهد شد
